|
آقا پارسای ما بالاخره در سیزده ماهگی از جاش تکون خورد و با یه تاخیر دو سه ماهه نسبت که همسن و سالاش شروع کرد به چهار دست و پا رفتن و ایستادن با کمک اینورو اونور
این پسرک موش موشک ما که اصلا و ابدا سینه خیز نرفت و تا همین دو سه هفته پیش کل حرکتی که می کرد این بود که دور خودش در حالت نشسته عین عقربه ی ساعت بچرخه یا در حالت خوابیده قل قل بخوره و شیرجه بزنه روی بالش ها از دو سه هفته پیش شروع کرد به ژست چهار دست و پا گرفتن
مام که دیگه ازش ناامید شده بودیم گفتیم اینم یکی از فیلمای جدیدشه و این بچه ی ما احتمالا دو سالگی یهو پامیشه راه می ره
اما پسرک به تلاش هاش ادامه داد و مخصوصا وقتی مشهد بودیم با شدت و پشتکار ایستادن با تکیه با این و اون و چنگ زدن به لباس و موی مامان خانوم و گرفتن مبل و همچنین همون ژست چهار دست و پا رو هی تمرین کرد هی تمرین کرد هی تمرین کرد ..
تا اینکه بالاخره یه بار همون جا مشهد توی خونه تونست مبل رو بگیره و تنهایی بایسته
از دیروز هم یکی دو قدم چهار دست و پا عین ببعی راه می ره و داره هی به دامنه ی حرکتش اضافه می کنه تا امروز می تونه با کمی استراحت بین راه هر جایی که می خواد بره
مدل چهار دست و پاشم خنده داره با پای راستش می ره جلو پای چپشو سیخ نگه می داره دنبال خودش می کشه .. یعنی پای چپ فعلا هیچ نقشی در پیشرویش نداره !!
ایستادن هم ظرف همین دو سه روزی که برگشتیم براش خیلی راحت تر شده .. موقع نشستن مجدد هم خیلی با احتیاط خودشو ول می کنه بمب می افته روی زمین بعد دوباره بدون مکث دستاشو به یه جا می گیره و پا می شه ...
دوست داره وقتی ایستاد دستاشو ول کنه اما هنوز تعادل کافی نداره و معمولا بعد چند ثانیه می افته زمین
خودش ازین موفقیت و پیشرفتش خیلی خوشحاله و اصلا دیگه حاضر نیست یکجا بشینه .. انگار یه انرژی فوق العاده داره از ذوقش که می تونه کارای جدید انجام بده امشب بعد از حدود ده ساعت بیداری ساعت 1 به زور و بدبختی خوابید
یه آفرین خیلی گنده به پسر گل از طرف مامان و بابا به خاطر این همه تلاش خستگی ناپذیرش
و یه تشکر خیلی خیلی بزرگ از خدا به خاطر بزرگ شدن لحظه به لحظه ی پسرک
و یه آرزوی از ته دل برای سلامتی و شادی همه بچه ها و مامان باباها
موضوع :
|